ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

46

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تهديدات سفير فرانسه ، ميان دو جمهورى عثمانى و ژن در شرايط و محيطى گرم و دوستانه به امضاء رسيد ، و نه تنها اعتراضات مسيو دولاهه سود نبخشيد بلكه چنان كه پيش از اين اشاره كردم نامه‌اى تند و زننده به اين شرح از ديوان صدارت دريافت كرد : پادشاه فرانسه نبايد و نمىتواند نسبت به پذيرش نمايندگان هر دولت و مليّت كه مورد مرحمت و عنايت مقام خلافت باشد هيچگونه اعتراض كند و بايد به همين قانع و خرسند باشد كه در دربار امپراتور مشرق زمين بالاترين و فخيم‌ترين سلاطين جهان مسيحيّت شناخته شده است . مسيو دولاهه در جواب نوشت : مقام عالى و بلند پادشاه فرانسه مرهون عنايات بىكران پروردگار دانا و حاصل نيرومنديها و رشادتهاى سپاهيان سخت‌كوش و پرتوان اوست . موافقت يا مخالفت ديگران در عظمت امپراتور فرانسه هيچ گونه تأثير نداشته است . دربار عثمانى از اين جواب درشت سخت ناراحت شد ، زيرا بنا به باور تركان ، تنها خليفهء عثمانى است كه از پرتو عنايات سبحانى شايستگى داشتن چنين مقام منيع را يافته ، اوست كه ظلّ الله است ، و ديگران را نسزد كه با او دعوى رقابت و همسرى كنند . و دربار عثمانى با كلمات تند و خشم‌آلود به سفير فرانسه تذكر داد كه تاكنون از هيچ سفيرى اين گستاخى و جسارت سر نزده ، و عناوينى كه بالاتر از مقام پادشاه اوست ، به وى نسبت نداده است . و دربار خلافت به هيچ كس اجازه نمىدهد كه چنين عناوينى به كار برد . بر اثر اين مباحثات و مشاجرات لفظى تلخ ، روابط بازرگانى فرانسه و عثمانى سخت به تيرگى گراييد ، و چندان كه توانشان بود نسبت به هم مخالفت و كارشكنى مىكردند . فرانسويان هر اندازه مىتوانستند به جنگجويان كرتى يارى و از ايشان حمايت مىكردند ، و موجب عقب افتادن پيروزى تركها مىشدند . عثمانيان نيز هر روز به بهانه‌هاى گوناگون دامنهء فعاليت بازرگانان فرانسوى را تنگ‌تر ، و غرامات بيشتر بر ايشان تحميل مىكردند . شكايات متواتر و پى در پى تجار فرانسوى مقيم عثمانى به لويى چهاردهم ، پادشاه را ناچار كرد كه سفير خود را از آن‌جا فراخواند . لويى به مسيو دولاهه دستور داد كه مذاكره دربارهء تجديد كاپيتولاسيون را قطع كند و به فرانسه بازگردد ، مگر آن كه دربار امپراتور عثمانى جدا به ادامهء مذاكرات مايل و در اين كار پيشگام و